
لرزان و بي قرار دويدم به سوي تو اما تو هيچ بودي و ديدم هنوز هم در سينه هيچ نيست بجز ارزوي تو
ه همه لبخند بزن ولي به 1 نفر بخند , همه رو دوست داشته باش ولي به 1 نفر عشق بورز .. توي قلب همه باش اما قلبت ماله 1 نفر باشه
دستانم بوی گل میدادمرابه جرم چیدن گل محاکمه کردن پیش خود نگفتند شاید من گلی کاشته باشم
اینگونه زندگی کنیم: ساده اما زیبا ِ مصمم اما بی خیال ِ متواضع اما سر بلند ِ مهربان اما جدی ِ سبز اما بی ریا ِ عاشق اما عاقل .
چه کسی می داند تو در پیله تنهائی خود تنهائی؟
چه کسی می داند تو در حسرت یک روزنه در فردائی؟
پیله ات را بگشا ِ تو به اندازه یک پروانه زیبائی؟