
تا بگویم عزیز من ، چه خرابه بی تو حالم
تو بمون بازم دوباره، بده فرصت و مجالم
وقتی رفتی حسرت،بوسه ، رو دستای منی
مونده اکنون روی بغض آرزوهای محالم
کاش میشد فقط یه لحظه پا بذاری تو خوابم
تا برای آخرین بار ، من ببوسم روی ماهت
یه روزی میاد منو تو ، برسیم به هم دوباره
دست گروتو بگیرم ، بمیرم واسه نگاهت
ای تمام باور من ، رفتن تو باورم نیست
عزیز من عزیز من ، سایه تو بر سرم نیست
بی تو تنها و غریبم ، یه خزون زده تو پاییز
این همه شور و امیدم، ای تومو باور من
با تو آخر دنیا که همیشه شاعرم من
جز تو یادت ندادم آرزویی در سر من